عبد الرضا سالار بهزادى

296

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

تنها با نام احتشام ياد مىكند ] احساس مىكرد كه بايد على الظاهر به هرموضوعى اعتراض كند تا آن‌طور كه خودش مىگفت « آبروى خود را نزد ايرانيان محفوظ بدارد » . امّا به هرتقدير به زودى برودتى در روابط كميسر ايرانى [ احتشام الوزاره ] با اسعد الدوله به علت غرور فوق العاده شخص محترم اخير پيش آمد و اين وضع به نحو مشخصى به تسريع در كار تعيين خط مرزى كه عملا در تهران صورت گرفته بود ، منجر گرديد . . . » 344 خود سرپرسى سايكس دربارهء اتمام كار كميسيون چنين مىنويسد : « . . . خلاصه صورت‌مجلس مربوط و نقشه‌ها و ضمايم آن پس از چند جلسه به امضاء رسيد ، و اسعد الدوله 345 كه خيال مىكرد موضوع را به نفع خود خاتمه داده است خيلى اظهار مسرت نمود . اين جانب نيز تعمدا خود را افسرده خاطرنشان مىدادم و در موقع خواندن صورت‌مجلس فقط به قرائت طول و عرض ستونهاى مرزى اكتفا مىنمودم » . 346 البته هرچند انجام بند و بستهايى ما بين سرگرد سايكس آن زمان با كميسر محترم مرزى ايران ، على اشرف خان احتشام الوزاره مهندس نقشه‌بردارى وزارت خارجهء ايران تقريبا قطعى به نظر مىرسد ، و اين امكان به علت وارد بودن اين شخص به امور نقشه‌بردارى و نقشه‌خوانى و وارد نبودن اسعد الدوله به اين امور ، براى وى وجود داشته است كه بدون جلب توجه اسعد الدوله و سايرين دخل و تصرف‌هايى ناروا و به ضرر ايران در امر تعيين خط مرزى بنمايد ، اما اسعد الدوله نيز بر خلاف آنچه سايكس وانمود مىكند ، در اين مورد « پرت » نبوده ، منتها در شرايطى كه به قول فرمانفرما « آب از سرچشمه گل‌آلود » بوده است و نقشهء خطوط مرزى ، پيش از تشكيل كميسيون در محل ، در اطاقهاى وزارت خارجه در تهران توسط اشخاصى كه به احتمال قريب به يقين هرگز پايشان به بلوچستان نرسيده بوده است تهيه شده بود اسعد الدوله در حد امكانات و قدرت خود مىتوانست در اين مسأله اعمال نفوذ نمايد و ظاهرا آنچه در قدرتش بوده به انجام رسانيده است . نامهء موضوع سند 67 و نيز نامهء موضوع سند بعدى ( سند 100 ) نشانگر اين موضوع مىباشند كه عليرغم نقشه‌هاى تهيه شده در تهران كه اسعد الدوله آنها را مغاير منافع ايران مىدانسته و فرمانفرما نيز با وى موافق بوده است ( سند 67 و نيز سند 99 ) وى توانسته است مقدارى از نقشه را به نفع ايران تغيير دهد ( سند 100 ) . جاى تأسف بسيار است كه اين اسناد به هنگام حيات مرحوم مهدى بامداد مؤلف ( شرح حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجرى ) منتشر نشدند تا اشتباه فاحش و بىانصافى موهن و اسفبار آن مرحوم در مورد مرحوم اسعد الدوله در كتاب ايشان تصحيح گردد . معلوم نيست مأخذ اطلاعاتى مرحوم بامداد در مورد اسعد الدوله و به گفتهء ايشان « خيانت » او در جريان كميسيون مرزى 1313 و اينكه اسعد الدوله در آن كميسيون با گرفتن پول از انگليسيها ، قسمتى از بلوچستان ايران را به تصرف انگلستان داد ، كدام كتاب تاريخى كدام اسناد تاريخى و يا چه كسى بوده است ؟ جالب توجه است كه آن مرحوم با آنكه در شرح احوال على اشرف خان احتشام الوزاره عين نوشتهء خان ملك ساسانى در ( دست پنهان سياست انگليس در ايران ) را به نقل از سايكس نقل كرده كه چگونه سايكس و ديگر اعضاى هيئت انگليسى با على اشرف خان ساخته و بند و بستهاى خود را به ضرر منافع ايران به انجام رساندند و سپس اسعد الدوله را فريب دادند ، و در همان شرح حال على اشرف خان به نقل از خان ملك ساسانى به شرافت و وطن‌پرستى اسعد الدوله اذعان مىنمايد ، اما در شرح احوال زين العابدين خان اسعد الدوله وى را شريك احتشام الوزاره در گرفتن رشوه از مأمورين